سوگند به قلم و آنچه با آن می نویسند

سوره ی قلم . آیه 1

 

شاید هر نویسنده در حباب مواج خودش زندگی می کنه

 وقتی میخواد دنیای بیرون از حباب رو ببینه و بنویسه

موج های حباب مانع شفاف دیدن بشن

حقیقت نشون دادن اونچه که رویاست

یا  پنهان کردن اونچه که حقیقته

این وسط اگر یه ترمیناتور سر و کله ش پیدا بشه و

شروع به ترکوندن حباب ها کنه

اون وقت دیدن دنیای وحشتناک  پیش رو  باور کردنی نیست

چون ما دنیا رو با اونچه که نوشته میشه باور میکنیم

از دید  یه حباب

اما وقتی ترکید

چیزی رو که می دیدی و باور نمیکردی

باور می کنی و دیگه هیچی نمیبینی

مثل یه کابوس زنده

که به جونت می افته و تموم نمیشه

اونوقت دیگه به هیچ حبابی اعتماد نمی کنی...

 

 

 

فرار می شوم از بغض های زنگ درت

فرار میشوم از تو که می زند به سرت

فرار می کنی از جیغ مادر عصبیت

فرار میکنی از کفش کهنه ی پدرت

 

به هیچ چیز قشنگی درون شعر خودم

به قرص های تو را خواب کرده در کمدم

به چشم درد من از شاخ های تلوزیون

به سرمه های سیاه کشیده با اتودم

...

بگیری و بکشی رو گردن سعدی

و تیغ را بدهی دست شاعر بعدی

و یا  به سمت گلستان و دسته گل شدنم

به اب می دهیم تا دوباره برگردی

...

تفالی زده حافظ به دفترم تازه

که نیست توی قفس های داغ مغازه

صدای جیغ پر از درد مادرت شده ام

صدای تو که می افتی از اوج پروازِ...

...

 

 

یه مدت نبودم

از دوستان خوب و همراه همیشگیم عذر میخوام

اگر باز نبودنم تکرار شد

این و به پای کم لطفی بعضی از دوستان دیگرم بگذارین

که حباب اعتمادم رو شکستن و حتی باعث بسته شدن

مطالب قبلی این وبلاگ شدن

 

 

اما در ادامه

کتاب "سماع سخن" از آقای وحید رشیدی عزیز دوست خوبم

منتشر شد

که میتونین از چند کتاب فروشی در تهران و کرج تهیه کنین

 

تهران

کتابسرای نیک روبروی دانشگاه

66480871

نشر چشمه خیابان کریمخان

خانه شاعران و دفتر جوان انقلاب پاساژ فروزنده

66970131

کتاب لارستان خ مطهری

88899365

کرج

کتابفروشی چیستا 32522268

و خانه کتاب

34200408

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱٤ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط غــــــزل بــــــارانی نظرات () |

Design By : Mihantheme